• تاریخ انتشار : جمعه 7 جولای 2023 - 11:11
  • کد خبر : 2978
  • چاپ خبر
زبان بدن آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

زبان بدن آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

زبان بدن آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی زبان بدن رفسنجانی مجله مذاکره و زبان بدن       زبان بدن آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی  من نه گرایش سیاسی دارم نه گرایش به سیاست دارم من فقط به ساختار و زیر ساختار  زبان خاموش در بزرگان می پردازم بعنوان یک مشاور انتخاباتی که بیش از دو

زبان بدن آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

زبان بدن رفسنجانی

مجله مذاکره و زبان بدن

 

\"زبان

 

 

زبان بدن آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

 من نه گرایش سیاسی دارم نه گرایش به سیاست دارم من فقط به ساختار و زیر ساختار  زبان خاموش در بزرگان می پردازم بعنوان یک مشاور انتخاباتی که بیش از دو دهه فعالییت حرفه ای در این خصوص دارم باید اذعان کنم تحلیل رفتار بزرگانی مانند ایت الله رفسنجانی رحمت الله علیه می تواند بسیار مفید و کار ساز باشد.

آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از سیاستمداران بزرگ و برجسته کشور بودند او از  ابتدا تا روز آخر فقط جنگید و جنگید و جنگید او یکی از مبارزترین مهره های کلیدی انقلاب بود که سالها قبل از انقلاب مبارزه برای نهضت و بخاطر نهضت را اغاز نمود و یار دیرین رهبری بود.

با توجه به اینکه در مجمع تشخیص مصلحت نظام به بزرگان و عزیزان در خصوص آموزش تخصصی ارتباطات غیرکلامی مشغول بوده ام ارتحال ناگهانی این شخصیت بزرگ و ارزشمند و یار دیرین انقلاب و کشور عزیز را تسلیت عرض می نمایم.

نویسنده با توجه به تجربیات گذشته و احترامی که برای این مرد بزرگ داشته و دارم را بسیار دچار تالم فراوان نمود این مقاله فارغ از نگاه سیاسی صرفا به زندگی و زبان رفتاری این مرد بزرگ دارد و صرفا جهت آموزش است به بسیاری از بزرگان سخنرانیها و اظهار نظرات ایشان و مخصوصا سخنرانی در زندان و در مراسم رای گیری خبرگان بسیار تاثیر گذار بود و با یک نطق آتشین و رسا و زبان بدنی دلسوزانه باعث شد که نظر همه گان از آیت الله مشکینی و ایت الله اردبیلی به سوی مقام معظم رهبری جلب شود و این نکته خود بیانگر اوج هنرمندی آیت الله هاشمی از استفاده از زبان بدن و فن خطابه بود ضمن انکه باید بدانیم ایشان در کل سیر انقلاب همیشه در جلوی پیکان حمله قرار داشته اند گذشت سالهای متمادی و حدود ۵۹ سال از ایشان سیاستمدار بهتر و میانه روتری ساخت که هرگز تندروی و افراطی گری را بر نتابید.آ ری زبان خاموش ایشان و استفاده از زبان بدن فوق العاده موثر و تاثیرگذار یکی از نقاط قدرت این کهنه سیاستمدار بزرگ کشورمان بود .

 

\"زبان

 

او با رفتارهای حرفه ای و مدافع رهبری و حق بودن توانسته بود تعداد زیادی طرفدار خاص و عام در کشور داشته باشد . او در بسیاری از مصاحبه ها و گفتگو های مطبوعاتی متبسم و گشاده رو ظاهر می شدند و در بازگویی خاطراتی از امام پیرامون رهبر و  هم ابقائ رهبری بسیار زبان بدن فوق العاده ایی از خود بروز دادند که هر کسی را به تائید وا می داشت.

در پروژه برجام و مذاکرات هسته ای موضع گیری صلح طلبانه و دوستی و حرفه ای از خود بروز دادند که بسیار موثر و راهگشا بود استفاده از ارتباط  زبان بدنی و ارتباط چشمی، تبسم و استفاده ا دستها و ژستهای پرقدرت و با اعتماد بنفس کامل ایشان همیشه پای ثابت آموزش سخنرانی سیاسی و زبان بدن حرفه ای در سراسر کشور و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و….. بود

باید بدانیم که دکترین مذاکره و مخصوصا دکترین خاص آن بزرگوار از وحدت رویه هایی صلح آمیز بدور از تبعیض و یا خودبزرگ بینی بنانهاده شده بود مبحثی که مازیارمیر بعنوان اولین محقق و نویسنده پیرامون دکترین مذاکره سالها  است که پیرامون آن در حال تحقیق و مطالعه است.

ایت الله هاشمی با صداقت و با رفتار و زبان بدن صداقت در قضیه مذاکرات هسته ای برای بسیاری از نشریات خارجی خوب و عالی و منصفانه و تاثیرگذار توصیف شد و این رفتار و پشتیبانی توانست جهان را به سوی ما جلب نماید.

 در سال ۱۳۱۳ در روستای نوق در توابع رفسنجان به دنیا آمد. آیت الله هاشمی رفسنجانی یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ دعوت حق را لبیک گفتند  .  برای تحلیل و نگاهی به  زبان بدن آیت الله هاشمی رفسنجانی نگاهی نمودم به سایت خود ایشان و این مطالب به نقل از سایت شخصی اییشان است و سپس به تحلیل های خودم از این مرد بزرگ خواهیم پرداخت. زندگینامه اکبر هاشمی رفسنجانی از زبان خودشان:

 پدرم: حاج میرزا علی هاشمی بهرمانی . مادرم: ماه بی‌بی (صفریان)

نام خانوادگی هاشمی برای خانواده ما، با آن که سید نیستم، به این دلیل انتخاب شده است که نام جد پدری ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زیادی داشته است. پدرم کمی از تحصیلات علوم حوزوی بهره‌مند بود، تا آنجا که به یاد دارم، در روستا زندگی می‌کرد، که دلیل آن تا حدودی فشارهایی بود که در دوره پهلوی متوجه متدینین بود. ایشان عمیقاً مورد اعتماد مردم بودند و نوعی مرجعیت در امور اجتماعی و مذهبی داشتند.

از اخلاقیات جالب ایشان این بود که معمولاً در زمان رسیدن هر محصولی، وقتی که به باغ و یا مزرعه می‌رفتند، تعداد زیادی از نیازمندان روستا را می‌پذیرفتند و به هر یک از آنها چیزی می‌دادند و این وضع در همه فصول سال ادامه داشت . اسم روستای ما بهرمان است، یکی از دهات قدیمی نوق – از جلگه‌های رفسنجان. بهرمان به معنی یاقوت سرخ است.

مادرم علاوه بر خانه‌داری در امور زندگانی با پدرم همکاری داشتند. او هر چند بی‌سواد بود، اما اطلاعات خوبی از خواص گیاهان دارویی داشت. اطلاعات و تجربیات او برای اعضای خانواده و حتی اهالی روستا سودمند بود؛ چنان‌که هنوز هم گاهی از همان تجربه‌ها استفاده می‌کنیم .خانواده ما ترکیبی از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگی‌مان با توجه به وضع آن روستا بد نبود. تاریخ تولد شناسنامه‌ای من ۱۳۱۳ است. من در سن پنج سالگی به همراه برادرم حاج قاسم که دو سال از من بزرگ‌تر بود، تحصیل را آغاز نمودیم.

آنچه در مکتب‌خانه به ما می‌آموختند، همان کتاب‌های مدرسه رسمی بود به اضافه قرآن و چیزهایی مثل گلستان، نصاب و … . از هفت سالگی علاوه بر مکتب از معلومات پدر نیز استفاده کردم. رفته رفته مکتب‌خانه نمی‌توانست جوابگوی نیاز ما باشد. چهارده ساله بودم که به پیشنهاد پسر عمویم، محمد، تصمیم گرفتیم که همراه کاروان جهت تحصیل علوم دینی به قم سفر کنیم.

در حوزه علمیه قم دروس مختلف را در محضر استادانی بزرگوار چون آیات عظام بروجردی، امام خمینی (ره )، داماد، گلپایگانی، شریعتمداری، حایری یزدی، نجفی مرعشی، علامه طباطبائی، زاهدی و منتظری آموختم.

در سال ۱۳۳۷ در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند.

همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا… سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروه الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد.ثمره این وصلت هم پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان – زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم – گذاشته شد. خانواده من وارد سیاست نشدند. دخترانم یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند.

پسرانم: محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت. به ایران آمد، مشغول کار در موشک‌سازی شد. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد که آنهم کاری مخفی بود. کسی را می‌خواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست.

مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط‌زیست خوب است.

یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود کفایی پنیر کار می‌کرد. آن موقع مشکل ما در کشور این بود که کسی دنبال صنایع تبدیلی نمی‌رفت. دامداران مشکل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راه‌اندازی کارش بود. الان هم در دفتر من در مرکز تحقیقات است.

پس بچه‌های ما در کار سیاست نیامدند. اما حُسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌کنند. مخفی‌کاری و ریاکاری نمی‌کنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می‌کنند.

این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند. البته یک بحث اساسی دارم که می‌توانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیس‌جمهور هستید، برایتان بس است.

اگر این تفکر عام شود، بچه‌های شخصیت‌ها نمی‌توانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضی‌ها سوء استفاده کنند. شاید بعضی‌ها راضی باشند که بچه‌هایشان هیچ کاری نکنند و نانی بخورند و بگردند. چرا باید این گونه باشند؟

حداقل باید مثل مردم عادی کار کنند. جرمشان این است که پدرشان مسئولیت بالایی دارد. هر مدیری در سطح خود می‌تواند این مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگیزی است.

 

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

خودم مواظبت می‌کردم که آلوده نشوند. ضمن اینکه نمی‌خواستم جلویشان را بگیرم که برای مملکت کار نکنند. دلم برای مملکت می‌سوزد و هر کسی که کار می‌کند، خوشم می‌آید. مثلاً در ورزش بانوان شاید کسی جز فائزه من نمی‌توانست این طلسم را بشکند.

همین بنیاد بیماری‌های خاص ده پانزده سال است دارد کار می‌کند، ولی هنوز در کشور فاجعه است. بیماری‌های بد هموفیلی، تالاسمی، سرطان و کلیوی متولی مشخص نداشتند.

در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست. در مورد خود من هم نبود. همیشه با انتخاب و آزادی کار کردیم. گاهی پدرم سخت‌گیری‌هایی می‌کرد. ما سخت‌گیری نمی‌کنیم که بچه‌ها چه شغلی انتخاب می‌کنند.

البته تا حدی که کار بدی نکنند و مباح و عادی باشد. از دور مواظبم که مسایل دینی و عقاید و اعمال عبادی را رها نکنند. مثلاً به گونه‌ای ترتیب می‌دهم که صبح‌ها برای نماز بیدار شوند. اما سعی می‌کنم خودشان انتخاب کنند. احتیاجی به اوقات‌تلخی نداریم که فضای عاطفی خانواده را بهم بزنیم. می‌دانند که اگر خلافی از آنها ببینم، نمی‌گذرم.

اینکه چگونه جبران کنند، بستگی به شرایط من دارد. لذا مجموعه‌ای داریم که هم مواظبت مرئی و غیرمرئی در آن هست و هم آزاد می‌شوند و هر کاری که می‌خواهند – ولو با سلیقه من نسازد – دنبال می‌کنند. مثلاً دلم می‌خواست یکی از بچه‌هایم طلبه شود.

 

\"زبان

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

اما آنها انتخاب نکردند و من هم نگفتم حتماً بروید طلبه شوید‌. معمولاً روحانیون معروف یکی از بچه‌هایشان را طلبه می‌کنند تا وارث آنها در آن بخش باشند. من به خودشان واگذار کردم.

ابعاد علمی و سیاسی

آیت ا… هاشمی رفسنجانی از عنفوان جوانی در حوزه علمیه به تحصیل علوم دینی پرداخت، و به درجه اجتهاد نائل گردید.

ایشان از سال ۱۳۳۷ تا دوران پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران در تمامی صحنه‌های مبارزاتی حضوری چشم‌گیر داشت، چنانکه دستگیری‌های مکرر در ۷ دوره متناوب از سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۷ در مجموع چهارسال و پنج ماه نتوانست در عزم ایشان بر تداوم نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) خللی ایجاد نماید.

در اینجا به برخی از زمینه‌های متنوع فعالیت‌های ایشان در قبل از انقلاب اشاره می‌شود:

  • ایراد سخنرانی‌های متعدد در مجامع مختلف بر ضد نظام ستم شاهی
  • تاسیس مکتب تشیع
  • ترجمه سرگذشت فلسطین
  • تألیف امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار
  • تالیف تفسیر راهنما
  • نشر مقالات گوناگون
\"مشاور

 

آیت ا… هاشمی رفسنجانی در دوران پیروزی انقلاب اسلامی از اعضای مؤثر و برجسته شورای انقلاب بوده و سپس فعالیت‌های خود را در عرصه‌های گوناگون پی‌گیری کرده‌اند، از جمله:

  • از اعضای حزب جمهوری
  • سرپرست وزارت کشور
  • ریاست مجلس شورای اسلامی
  • امام جمعه موقت تهران
  • جانشین فرماندهی کل قوا
  • نیابت ریاست مجلس خبرگان
  • ریاست جمهوری
  • ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی
  • ریاست شورای عالی امنیت ملی

ایشان هم اکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارند.

آیت ا… هاشمی رفسنجانی پس از انقالب اسلامی عناوین افتخاری متعددی از مجامع علمی مختلف دنیاکسب کردند و دانشگاه تهران نیز عنوان دکترای افتخاری علوم سیاسی را به ایشان اهدا کرده است. و هنوز نقطه امید و اتکای مردم و مسئولان جامعه در بحران‌های داخلی و خارجی است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همچنین در شهریورماه ۱۳۸۶ به دنبال رحلت آیت‌الله مشکینی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری در دومین اجلاس سالانه دوره چهارم مجلس خبرگان، به ریاست این مجلس مهم و تأثیرگذار برگزیده شد. وی اسفند سال ۱۳۸۹ ریاست مجلس خبرگان رهبری را به آیت‌الله مهدوی کنی سپرد.

\"\"

امروز هم بیانات و زبان بدن میانه رو و اعتدال گرای آیت الله هاشمی و حتی تائیدات ایشان از انقلاب و رهبری در بسیاری از فیلمها و عکسها قابل رویت است عکسهای آیت الله هاشمی نگاه های نافذی دارد بهمراه صورتی متبسم و گشاده رو که تا ابد بر تارک ایران خواهد درخشید. همانطور که در عکس فوق ملاحضه می فرمایید آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی با پانهادن به دوره سالخوردگی یه ویژگی های خاصی در زبان بدن ایشان نمایان است. 

به دور از هرگونه  گرایش سیاسی باید در یک جمله بگویم هاشمی سیاستمداری کهنه کار بود که برای اعتلای انقلاب و ایران با زبان بدنی فوق العاده حرفه ای همیشه قدم در هر کاری می گذاشت و این نکته بسیار حائز اهمیتی بود و البته شاید در برخی از مواقع دچار اشتباهاتی شده باشد اما خدمات گسترده این مرد بزرگ بر هیچکسی پنهان نبوده و نخواهد بود روحش شاد.

خاطره محرمانه از نقش امیرکبیر در قتل و ترور نخست وزیر ایران. اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه در شبکه یک گفت: بعد از قضایای ۱۵ خرداد به این نتیجه رسیدیم که به جهاد مسلح نیاز داریم و توانستیم ۷ سلاح کمری با ۷ فشنگ تهیه کنیم. یکی از این اسلحه ها که حسن علی منصور نخست وزیر رژیم شاه و تصویب کننده لایحه حقارت بار «کاپیتولاسیون» را به درک واصل کرد، توسط آقای هاشمی رفسنجانی داده شد. تا زمانی که آقای هاشمی زنده بود قرارمان نبود که فاش کنیم ایشان این اسلحه را دادند. ***** در بامداد ۱ بهمن ماه ۱۳۴۳۳ به سوی حسنعلی منصور نخست‌وزیر ایران جلوی در بزرگ مجلس شورای ملی بهارستان سه گلوله شلیک شد. نخستین گلوله به گلوی نخست‌وزیر خورد و وی بی‌درنگ به زمین افتاد،

بیاد داشته باشیم که  هیچ چیز و هیچکس و هیچ رفتار و گفتار و کردار و پنداری آنگونه که به نظر می رسد نیست به نقل از کتاب زبان بدن ایرانی

قسمت دوم تفسیر زبان بدن این سیاستمدار بزرگ و شاخص در ایران  و در مذاکرات به زودی در همین سایت منتشر خواهد شد…

\"\"

دکتر مازیارمیر مشاور و تحلیلگر

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.