خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو
فروردین ۲۶, ۱۴۰۳
46 بازدید

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو نوشته دکتر مازیار میر

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته روسو

کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

نظریه قرارداد اجتماعی توضیح میده که چرا مردم دور هم جمع میشن و جوامع رو تشکیل میدن. این نظریه سعی داره توضیح بده که چرا گروهی از افراد مختلف
بخشی از  آزادی‌های فردی خودشون رو در جهت به‌دست‌آوردنِ مزایایی که تنها توسط یه دولت قانونی و مشروع می‌تونه به اون‌ها اعطا بشه، رها می‌کنند
 این کتاب برای چه افرادی مفید است و از ان لذت می برند:
– اگه به کتاب‌های کلاسیک سیاسی علاقه داری
– اگه دوست داری یکی از آثار الهام‌بخش انقلاب فرانسه رو بخونی
– اگه درباره‌ی نظریه‌های ژان ژاک روسو کنجکاو هستی
خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو
زندگینامه روسو
قبل از معرفی بهتر است بدانیم ژان ژاک روسو از چه کسانی تاثیر گرفته است:
سعدی، افلاطون، ارسطو، سقراط، نیکولو ماکیاولی، باروخ اسپینوزا، میشل دو مونتنی، دنیس دیدرو، جان لاک، تامس هابز، شارل دو مونتسکیو، ولتر
قبل از معرفی بدانیم روی چه کسانی تاثیرگذاشته است
کانت، انقلاب آمریکا، ربسپیر، لوئی آنتوان دو سن-ژوستفیشته، مکتب رمانتیسیسم، انقلاب کبیر فرانسه، دیوید هیوم، آدام اسمیت، مری ولستون‌کرافت، هگل، پیر-
ژوزف پرودون، گوته، شیلر، توماس پین، اگوست کنت، سیمون بولیوار، کارل مارکس، فریدریش انگلس، فریدریش نیچه، چارلز داروین، زیگموند فروید، ژاک دریدا، مارکی دو
ساد، امیل دورکیم، کلود لوی-استروس، ماریا مونته‌سوری، تولستوی، جان دیویی، مادام دو استائل، آرتور شوپنهاور، جان رالز،رومن رولان

شاید با اسم این افراد متوجه می شویم اوچه بوده و چه کرده است اما برویم سراغ زندگی نامه ژان ژاک روسو

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

« ژان ژاک روسو» فیلسوف و نویسنده بزرگ فرانسوی در ۲۸ ژوئن ۱۷۱۲ در شهر «ژنو» سویس متولد شد و در شب دوم ژوئیه ۱۷۸۷ در قصر «آرمی نوویل» در حوالی پاریس
در گذشت.«ژان ژاک» اندکی پس از تولد مادر خود را از دست داد و اقوامش از او پرستاری کردند. پدرش ساعت ساز بود و تا ده سالگی از او مواظبت می کرد و کتاب های
زیادی را برای مطالعه در اختیار وی می گذاشت تا قوای عقلی و فکری او پرورش یابد. «روسو» علاقه زیادی به کتاب «زندگی مردان بزرگ» اثر «پلوتارک» داشت. پس از چندی
پدر روسو در اثر زد و خورد با یک شخص ناشناس از «ژنو» گریخت و پسرش «ژان ژاک» ۱۰ ساله را به برادر خود که مردی عیاش بود سپرد. این عمو تربیت برادرزاده را به
کشیشی موسوم به «لامبرسیه» در قریه «بسی» محول کرد و «ژان ژاک» در آن قریه بود که با طبیعت مأنوس گردید و خصایص روحی او یعنی عشق به طبیعت و درخت و
سبزه و صحرا تجلی کرد. پس از تحصیلات ابتدایی و بازگشت به «ژنو» ، شاگرد یک عریضه نویس دادگستری شد. در آوریل ۱۷۲۵ پس از چند هفته منشی گری شاگرد یک
گراورساز شد و سه سال نزد او کار کرد اما چون استادش او راکتک می زد، در ۱۴ مارس ۱۷۲۸ از «ژنو» فرار کرد. وی چندی در «ساوآ» به ولگردی روزگار گذرانید و در آنجا با
خانم «وارنس» که خود زندگانی پرشور و نامرتبی داشت آشنا شد و اجباراً ترک مذهب آبا و اجدادی خود (کالوینیسم) را نمود و به آیین کاتولیک در آمد. پس از سرگذشت های
متعدد به «انسی» مراجعت کرد و بعد در چند جا نوکر شد و از خانه ی ارباب اولش یک روبان دزدید و خدمتکار را متهم کرد و از آنجا بیرونش کردند؛
خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو 
سپس ارباب دیگری یافت که قدرش را بهتر می دانست ولی او با زندگی ماجراجویی خوشتر بود، لذا با ماجراجویی به نام «باکل» شریک شد و راه بیابان در پیش گرفتند و
شهر به شهر می گشتند و معرکه می گرفتند تا بالأخره پس از مسافرت های متعدد در سال ۱۷۳۸ به سن ۳۶ سالگی در «شارمت» با مادام «وارنس» مستقر گردید و با
جدیت و پشتکار قابل ستایشی به تکمیل اطلاعات و تحصیل در رشته های مختلف و مطالعه ی دقیق مؤلفین و فلاسفه و منتقدین پرداخت.مادام وارنس دوست دیگری داشت
و با روسو دست به کارهای مختلف زدند تا این که در سال ۱۷۴۰ به عنوان دایه در لیون کاری پیدا کرد و پس از چندی دوباره به شارمت مراجعت نمود و پس از دو سال در
تابستان ۱۷۴۲ عازم پاریس شد.
یکی از علایق روسو موسیقی بود. از وقتی که به تقلید یک جوان سرگردان فرانسوی، در «لوزان» بدون اینکه جزئی اطلاعی از نت و آهنگ داشته باشد، داوطلب تنظیم و
هدایت ارکستری شد و با رسوایی مجبور به فرار شد، تا این زمان که با ارقام و اعداد نت جدیدی برای موسیقی اختراع کرده بود، غالبا وقت خود را مصروف به فرا گرفتن این
هنر می نمود، بدون اینکه به جایی رسیده باشد. در این سفر با اختراع جدید خود می خواست دنیا را قبضه کند و صاحب مال و مکنت فراوان شود اما تنها نتیجه ای که عایدش
شد این بود که آکادمی علوم، مؤلف را به خاطر حُسن ابتکاری که به خرج داده بود رسماً تبریک گفت. در این مسافرت با نویسندگان مشهور معاصر خود مانند «فونتنل» و
«دیدرو» و بعضی از خانم های برگزیده ی جامعه از قبیل «مادام دوپن» و غیره آشنا شد. غالب اوقات خود را به مطالعه و تفکر مصروف می کرد تا اینکه به عنوان منشی به
سفارت فرانسه در «ونیز» مأمور شد. اما چون به آسانی با کسی نمی ساخت به زودی سفارت را رها کرد و از راه «سمپلن» در سال ۱۷۴۴ فقیر و بیچاره تر از هنگام عزیمت،
به پاریس مراجعت نمود. در مهمانخانه ی کوچک «سن کانتن» مستقر گردید و در آنجا با خدمتکار مهمانخانه موسوم به «ترز لوواسور» که دختری بود با محبت و صمیمی اما
جاهل و خشن ، آشنا شد و تا دم مرگ با او به سر برد. یک روز که به دیدار دیدرو می رفت برحسب اتفاق به موضوع مسابقه آکادمی «دیژون» برخورد و با ولع و اشتیاق غیر
قابل وصفی به تشریح و تجزیه ی آن پرداخت که «آیا بسط ، توسعه و استقرار علوم و هنر موجب اصلاح اخلاق مردم است یا خیر » . این مسابقه در سال ۱۷۵۰ بود ؛ روسو در
آن شرکت کرد و جایزه را برد و ناگهان در بین عام و خاص مشهور شد و ضمناً با انتشار «رهبر قریه» و جواب مسابقه ثانوی در باب «علل عدم تساوی در بین آحاد بشر» با
اینکه جایزه را نبرد ولی هر روز بر شهرت و اعتبارش افزوده می شد. قبل از این در سال ۱۷۴۵ در ضمن ِ مسافرتی به «ژنو» دوباره عنوان «ساکن ژنو» را گرفت و به مذهب
اولی خود که «کالوینیست» بود درآمد. در مراجعت از ژنو دعوت دوستی به نام مادام \” دپینه \” را اجابت کرد و به همراه \” ترز \” در محل زیبایی به موسوم شورت مستقر گردید ،
ولی نه مادام دپینه و نه ترز از زندگانی روستایی که روسو با علاقه زیادی بدان خوگرفته بود و همه وقت خود را در وادی سرسبز آن نواحی گردش کنان و مستغرق در مکاشفه
صرف می کرد چیزی سردرنمی آوردند. دوستان \” پینه \” یعنی دیدرو و گریم می خواستند روسو را به پاریس بکشانند و ترز را با خود همراه کردند. \” روسو\” از نارضایتی های
دائمی ترز ، پاک ناراحت و حیران گشته بود و علاوه بر همه اینها عشق بسیار پرشوری ، او را به طرف مادام «هود تو Houdetot» خواهرزاده ی صاحب قصر می کشاند، ولی
مادام «هودتو» که جمالی زیبا و وارسته داشت به شاعری موسوم به «سن لامبر» دلبسته شده بود. پس از این حوادث روسو در سال ۱۷۵۷ در «مون مورانسی
Montmoroncie» ملک پرنس «دوکنده» مستقر گردید. کمی بعد در «ارمیتاژ » ملک مارشال «دو لوکزامبورگ» اقامت گزید و به انشای تألیفات اساسی خود پرداخت. در ۱۷۵۸
نامه ای به «دالامبر» و در ۱۷۵۹ رمان معروف خود موسوم به «هلوئیز جدید» و در ۱۷۶۲ «قرار داد اجتماعی»(۱) و بالاخره در همان سال کتاب معروف در تعلیم و تربیت موسوم
به «امیل»(۲)، خشم و غضب پارلمان فرانسه را نسبت به مولف برانگیخت و حکم توفیقش صادر شد، تا اینکه در شب دهم ژوئن ۱۷۶۲ به طرف سویس فرار کرد . از این تاریخ
به بعد آرامش و راحتی نسبی از او سلب شد.
خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو
بعد از مدتی از ژنو و برن فرار کرد و در گوشه ای که متعلق به پادشاه پروس یعنی «فردریک دوم» بود مستقر شد و مدت هجده ماه راحت به سر برد ؛ ولی عقاید مذهبی و
مباحثاتی که در این موضوع ها می نمود روحانیون «کالوینیست» را متغیر کرد و خانه اش را سنگسار کردند ؛ تا اینکه در ۱۷۶۵ از آنجا نیز گریخت و چند هفته در جزیره زیبای
«سن پیر» در وسط دریاچه «بی ان» نزدیک «نوشاتل» اقامت گزید ولی به حکم سنای برن از آنجا هم آواره شد و از طریق «سمپلن» به پاریس رفت و در همین وقت بود که
«هیوم Hume» فیلسوف معاصر و معروف انگلیسی، نویسنده در به در را در انگلستان پناه داد و در ۱۳ ژانویه ۱۷۶۶ به لندن وارد شد و در «ووتون » در قصر یکی از دوستان
«هیوم» مستقر گردید، و در همین قصر کتاب معروفش «اعترافات»(۳) را شروع کرد. متاسفانه سالهای آوارگی روحیه علیلش را فوق العاده متاثر نموده و تقریبا به سرحد جنون
رسانده بود، دیری نگذشت که با هیوم سخت برهم زد و در ماه مه ۱۷۶۷ وارد فرانسه شد و در ملک پرنس دو کنتی و سپس در «لیون» و «گرنوبل» ساکن گردید و بالاخره در
۱۷۷۰ بپاریس مراجعت نمود. در این زمان کتاب «اعترافات » خود را در ملک «پرنس دوکنتی» به پایان رسانیده بود. در پاریس در اطاق محقری در طبقه چهارم عمارتی در کوچه
پلاتریر اقامت گزید و از کپی کردن نت های موسیقی و پانسیون مختصری به زحمت اعاشه می کرد. مدت هشت سال زندگی نسبتاً آرامی داشت آوازه شهرتش در همه اروپا
پیچیده بود. ..

\"خلاصه خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

روسو در کتاب «قرارداد اجتماعی» از منافع ویژه‌ای که تضاد با آنها تشکیل جامعه را واجب کرده انتقاد می‌کند. او در این کتاب، مسئله اخلاق را براساس ساختارهای اجتماعی

شرح می‌دهد. استدلال روسو جهت برقراری قراردادی بنیادین با جایگزین کردن اخلاق برابری و قانونی به قرارداد و حقوقی‌ست که طبیعت با نابرابری جسمی بین انسان‌ها

موجب شده است. در این مقاله، نگاه انتقادی در وهله نخست متوجه موقعیت کنونی جهان و در مرحله بعد یادآوری اهمیت واحد اخلاقی است که جامعه را به عنوان

مجموعه‌ای واحد تشکیل می‌دهد و در آن قانون افراد را به یکدیگر مرتبط می‌کند.

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

استدلال‌های زان زاک روسو 

روسو برای دفاع از این نظر از استدلالهای مختلفی بهره می‌گیرد. استدلال‌های روسو که در چند زمینه از جمله طبیعت انسانی، مذهب، اخلاق و قانون است پیرامون یک ایده

اصلی ست بین منافع مختلفی که ارتباط اجتماعی را شکل می‌دهند وجه مشترک وجود دارد و اگر موردی نبود که همه منافع به آن مربوط شوند، هیچ جامعه‌ای وجود نداشت.

بر همین نفع مشترک است که جامعه باید اداره شود و قرارداد اجتماعی اثراتی دارد که بدون آنها غیرممکن است که جامعه به حیاتش ادامه دهد. استدلال روسو با شروع از

قدیمی‌ترین جوامع و تنها شکل طبیعی آن یعنی خانواده مسیری منطقی می‌پیماید. روسو سعی در نشان دادن این دارد که با اتمام نیاز بچه‌ها به پدرشان ارتباط طبیعی تغییر

می‌کند و اعضای خانواده همگی به طور یکسان مستقل می‌شوند. برای رسیدن به این حد، روسو نتیجه می‌گیرد که اگر اعضای خانواده به ماندن در کنار هم ادامه دهند، به

صورت طبیعی نیست بلکه اختیاری ست و خانواده فقط با قرارداد حفظ می‌شود. این آزادی مشترک نتیجه طبیعت انسانی ست. طبق نظر روسو، خانواده نخستین مدل جامعه

است حاکم نقش پدر و مردم نقش بچه‌ها را دارند و همگی به طور آزاد و برابر به دنیا می‌آیند. طبق نظر روسو، ارتباط معامله‌ای که نه تنها شهروندان ویژه را شامل می‌شود

بلکه مربوط به ایجاد ارتباط بین طبقات جامعه است، به عنوان اصل اجتماعی تعریف شده که عبارت است از یک بنیان واقعی برای ارتباطات اجتماعی که از قرارداد اجتماعی

روسو گسترش می‌یابد و مرجع دادن به معیار سودمندی به ویژگی اخلاقی دیگری از قرارداد اجتماعی مربوط می‌شود که از این پس برپایه تعادل منافع بین طبقات است. به

جای اخلاق سودمندی مشترک برپایه قربانی کردن، توافق مادی اشتراک منافع برپایه گسترش منافع ویژه بین خودشان مد نظر است. این اخلاق اجتماعی و سیاسی بر

مبنای تقدم منافع ویژه می‌باشد.

خلاصه کتاب قرار داد اجتماعی نوشته ژان ژاک روسو

اتحاد اعضای اجتماع از دید زان زاک روسو 

موضوع دیگری که اهمیت دارد اتحاد اعضای اجتماع است. طبق نظر روسو، اگر دولت مثل شخصی ست که زندگی اش به اتحاد بین اعضای اجتماع وابسته است و اگر

مهم‌ترین آنها بقای خود اوست، برایش نیرویی عمومی لازم است تا بتواند هر گروه را متناسب با دیگران به حرکت درآورد. چون طبیعت به هر انسان، قدرت مطلق بر همه

اعضایش را می‌دهد، قرارداد اجتماعی به پیکره سیاسی قدرتی مطلق بر همه گروه‌ها را می‌دهد؛ بنابراین با پذیرفتن جامعه به عنوان ساختاری طبیعی، جامعه توانمند خواهد

بود. روسو مفهوم حقوق را در نظر می‌گیرد. او سه نوع حقوق قایل است: حقوق شهروندان، حقوق حاکم و نیز حقوق طبیعی که باید برمبنای ویژگیهای انسانی باشد. روسو

استدلال می‌کند که همه مجرمینی که به حقوق اجتماعی حمله می‌کنند به عنوان آشوبگر و خائن هستند، با تجاوز به قوانین از عضو اجتماع بودن در می‌آیند و حتی با آن

مقابله می‌کنند. روسو نتیجه می‌گیرد که چنین دشمن نمی‌تواند فردی اخلاقی باشد. برای روسو مجازات کردن یک مجرم قراداد ویژه‌ای ست. روسو این مجازات را قانونی

طبیعی می‌داند که بدون آن جامعه نمی‌تواند ادامه حیات یابد؛ بنابراین اخلاق برای داشتن جامعه‌ای که در آن افراد به حقوق یکدیگر احترام می‌گذارند لازم است. بعد از این‌

استدلال، روسو این نظر را مطرح می‌کند که برقراری یک جامعه نیازمند تغییر اعضای آن است؛ بنابراین باید موجودیت جزئی هر انسان را به موجودیتی که هر کدام از ما از

طبیعت دریافت کرده‌ایم تغییر داد. این تغییر توضیحی برای تشکیل جامعه است…

جمع اوری کلینیک تخصصی کسب و کار دکتر میر

Views: 24

برچسب‌ها:, , , , ,