• تاریخ انتشار : سه‌شنبه 27 ژوئن 2023 - 4:05
  • کد خبر : 88085
  • چاپ خبر

صفر تا صد مدیریت و آنچه از مدیریت نمی دانیم

صفر تا صد مدیریت و آنچه از مدیریت نمی دانیم     ۱٫ نا امیدی : به نظر ما قوی ترین دلیل نا امیدی است. افراد بسیار زیادی خیلی زود نا امید می شوند، در حالی که اگر فقط یک یا دو ماه دیگر تحمل می کردند نتایج شروع به مشاهده می شدند. این ناامیدی

صفر تا صد مدیریت و آنچه از مدیریت نمی دانیم

 

 

۱٫ نا امیدی :
به نظر ما قوی ترین دلیل نا امیدی است. افراد بسیار زیادی خیلی زود نا امید می شوند، در حالی که اگر فقط یک یا دو ماه دیگر تحمل می کردند نتایج شروع به مشاهده می شدند.
این ناامیدی زودرس همراه با انفعال موجب می شود که به تن نهال کسب و کار، ضربه مرگ آوری زده شود.

برای اصلاح وضعیت و گرفتن نتیجه اول از همه نا امیدی و یاس را کنار بگذارید.  مثلا برای خودتان حداقل ۶ ماه زمان در نظر بگیرید و بدون توجه به نتیجه فقط اقدامات لازم و مکرر را انجام دهید. در واقع فقط به جلو نگاه کنید و پیش بروید.

اقدام عملی برای رفع این مشکل:
الف: در شروع کسب و کار یک سال زمان برای این کار در نظر بگیرید، صرف نظر از هر نتیجه ای که در ماه های اول بدست آورید (چه شکست و چه موفقیت های زودگذر).
ب: برنامه یک ساله خودتان را بصورت زیر تعیین کنید.
۱ ماه راه اندازی کامل سایت
۱ ماه تولید محتوا و سئوی سایت
۲ ماه تولید ترافیک، ادامه تولید محتوا، جذب علاقه مند، ادامه سئو
۲ ماه تولید ترافیک، تبدیل علاقه مندان به خرید اول، ادامه تولید محتوا و سئو
۲ ماه ارزیابی منابع تولید ترافیک، ادامه ریتم جذب علاقه مند و خرید اول، فروش دوم به خریدار، ادامه تولید محتوا و سئو
اجرای مجدد برنامه های دوماهه برای چهار ماه باقی مانده.

 

۲٫ ترس از تبلیغ:
برای سرعت دادن به رشد کسب و کار تبلیغات انتخاب نیست، نیاز است. اگر می خواهید کسب و کار اینترنتی شما سریع تر موفق شود نباید منتظر شوید گوگل برای سایت شما ترافیک بیاورد.

این شما هستید که با تبلیغات درست مردم را به کسب و کارتان هدایت می کنید. برای از بین بردن ترس تبلیغ، اول باید بدانید نیمی از تبلیغ ضرر است!
بله شما هیچ تبلیغی را نمی توانید بدون ریسک انجام دهید. ممکن است بسیار مثبت باشد و ممکن است کاملا ضرر کنید.

نکته بعدی که باید بدانید هدایت درست است اگر تبلیغی می دهید حتما به یک صفحه فرود هدایت کنید، از تبلیغات کوچک شروع کنید و هیچ گاه تبلیغات موفق را کنار نگذارید. تا زمانی که دیگر برایتان ارزش افزوده ای نداشته باشد.

\"کسباقدام عملی برای رفع این مشکل:
الف: حتما تبلیغ خودتان را به یک صفحه فرود هدایت کنید.
ب: هدف اولیه تبلیغ جذب اطلاعات بینندگان تبلیغ است.
ج: حتما هدیه ویژه و ارزشمندی برای تبلیغ در نظر بگیرید، در اینصورت جذب اطلاعات بازدیدکننده ساده تر است.
د: هدف نهایی تبلیع این است که بیننده تبلیغ خرید نماید اما این کار باید مرحله به مرحله صورت گیرد.

۳٫ ایده آل گرایی منفی:
بسیار از علاقه مندان به تجارت اینترنتی در اول مسیر به گِل می نشینند. دلیل آن ایده آل گرایی منفی است.
به عنوان نمونه هنوز سایت را منتشر نکرده اند، نگران این هستند که اگر افراد این سایت را ببینند برند من خراب می شود!!!
او هنوز برند نیست که نگران برندش است.
وقتی سایت منتشر می شود ترافیک به سایت او سرازیر نمی شود اگر این طور بود وب سایت ها پول چاپ می کردند و همه می دانیم که این طور نیست.
به ریزه کاری های سایت و محتوای آن کار نداشته باشید. فقط سریع تر شروع کنید. وقتی از این مرحله رد شوید کم کم همه مشکلات هم برطرف خواهد شد.

\"کسباقدام عملی برای رفع این مشکل:
الف: ابتدا باید یک وب سایت ۶ صفحه ای شروع کنید. صفحه اول، صفحه درباره ما، صفحه تماس، صفحه اولین محصول، صفحه فرود، یک مقاله، همین ها برای شروع کار شما کافی است.
ب: بزرگ ترین اشتباه برای کسب و کار اینترنتی در ایران این است که درگیر برندسازی شود. در دومین گردهمایی بزرگ وبمسترها در مورد این موضوع مفصل صحبت خواهیم کرد.
ج: برای کنار گذاردن وسواس و ایده آل گرایی از ساده ترین و بدیهی ترین کارها آغاز کنید، کارهایی که خیلی برای شما مهم نیستند، خیلی اوقات همان کارها موجب موفقیت کسب و کار اینترنتی در ایران می شوند.

۴٫ سیستم سازی نکردن:
معمولا از ابتدا فرآیند ها مکتوب نمی شوند و وقتی کارها در طول زمان زیاد می شوند ما اقدامات ساده و کوچک را فراموش می کنیم و ادامه نمی دهیم، در حالی که همین اقدامات ساده موجب فروش های امروز ماست.

در نتیجه بعد از مدتی فروش به صفر می رسد و صاحب کسب و کار اینترنتی در ایران با خود می گوید:

اوضاع بازار بد است

کسادی همه جا را گرفته!

اما واقعیت این است اگر سیستم سازی انجام میشد و اگر فرآیند ها به صورت مستمر ادامه داشت هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.

برای جمع بندی این موضوع از شما می خواهم در انجام اقدامات خود استمرار و فعال باشید و منتظر نتیجه زودرس نباشید
نمی توان راه ۱۰ ساله را یک ساعته رفت!!!

\"کسباقدام عملی برای رفع این مشکل:
الف: مهم ترین کار شما مستند سازی است. به این فکر کنید که اگر همین الان هیچ محدودیتی نداشتید کسب و کار شما چه شکلی بود، چند نفر کارمند داشتید، سایت شما چگونه خدمت ارائه می کرد.
ب: تمام رویاپردازی های خودتان در قسمت الف را بصورت مهندسی معکوس بنویسید تا به امروز برسید.
ج: اکنون برای هر کدام از قسمت های رویای نهایی کسب و کار اینترتی تان مشخص سازید که چه بخش هایی باید مستند شوند که بدون نیاز به شما به بهترین نحو کارش را انجام دهد.

نتیجه گیری شکست کسب و کار اینترنتی در ایران:

رویای موفقیت کسب و کار اینترنتی در ایران دست یافتنی است اگر فقط همین ۴ مورد ساده را رعایت کنید و آنها را تبدیل کنید به یک برنامه عمل روزانه. هر روز بسنجید که چقدر به این چهار عامل شکست کسب و کار اینترنتی در ایران نزدیک هستید یا دور.

 

مدیریت عبارت است از فرایند به‌کارگیری کارا و اثربخش منابع مادی و انسانی تحت نظام ارزشی پذیرفته شده آن جامعه با عنایت به اصولی چون برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت بر اساس هدف‌های از پیش تعیین شده «ا.م. ا».[۱]

تاکنون، تعاریف متعددی برای مدیریت ارائه شده‌است. برخی از مهم‌ترین تعاریفی که ارائه شده، به قرار زیر است:

  • هنر انجام امور به وسیله دیگران
  • فرایندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیرد
  • انجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل
  • علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی
  • بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان[۲]

مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی‌هایی در واژه‌های بیان‌کنندهٔ وظایف روبروست، اما به نظر روان‌تر از تعاریفی است که می‌کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. بااین‌حال، تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکردهای آن از سوی محققانی چون فایول یا گیولیک دارای تفاوت‌هایی است که به‌سادگی نمی‌توان از آن‌ها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته‌است تعریف خود را مدیریت کند.[۳]

تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را دربردارد:

  • مدیریت یک فرایند است.
  • مفهوم نهفتهٔ مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.
  • مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.
  • مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.
  • مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد.[۴]
  • مدیریت عبارتست از عملی که به‌صورت آگاهانه و مستمر انجام می‌شود و به سازمان شکل می‌دهد.

وظایف مدیریت[ویرایش]

هنری فایول، صنعتگر فرانسوی، چنین اظهار داشت که همه مدیران، پنج وظیفه یا کار، انجام می‌دهند: برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل. امروزه، این کارها را به صورت چهار وظیفه:

بیان می‌کنند.[۵]

پیتر دراکر، وظیفه مدیران را بازاریابی و نوآوری می‌داند.[۶] در عین حال، متون جدیدتر عمده وظایف مدیران را برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، استخدام و کنترل می‌دانند.[۷] برخی از منابع، استخدام را از فهرست فوق حذف کرده‌اند[۸] و برخی نیز هماهنگی را جایگزین آن نموده‌اند.

مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد[نیازمند منبع].

برنامه‌ریزی[ویرایش]

نوشتار اصلی: برنامه‌ریزی

برنامه‌ریزی یا طرح‌ریزی یعنی اندیشیدن از پیش. متخصصین از زوایای متعدد برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی ارائه کرده‌اند که برخی از آن‌ها از این قرار است:

  • تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن،
  • تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد،
  • تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند،
  • طراحی عملیاتی که شیئی یا موضوعی را بر مبنای شیوه‌ای که از پیش تعریف شده، تغییر بدهد.[نیازمند منبع]

در گزینش و تعیین هدف، مدیر باید امکان‌پذیر بودن و قابل قبول بودن آن‌ها را از نظر مدیران و کارکنان، مورد توجه قرار دهد.

برنامه آموزشی بازاریابی باید با ارزیابی نیازهای آموزشی شما آغاز گردد. به‌طور کلی این نیازها در مناطقی که شما در آن عملکرد ضعیفی دارید بیشتر نمایان می‌شوند. به‌طور مثال اگر میزان وفاداری مشتریان به کسب و کار کاهش بیابد یا فروشنده‌ای قادر به فروش در اندازه استاندارد و معمول نباشد. این محدوده‌ها همچنین شامل فرصت‌ها و تغییرات نیز می‌شوند.

سازماندهی[ویرایش]

نوشتار اصلی: سازماندهی

سازماندهی فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد و گروه‌های کاری و هماهنگی میان آنان، به منظور کسب اهداف صورت می‌گیرد.[۸]

در رابطه با سازماندهی، مدیر باید هم ساختار سازمان را متناسب با اهداف و منابع سازمان ایجاد نماید(طراحی سازمان) و هم به دنبال فراهم نمودن افراد مناسب برای ساختار تعیین شده (تأمین منابع) باشد. در صورت لزوم، مدیر، مسئولیت، اختیار و قدرت خود را به فرد دیگری تفویض می‌کند.

انگیزش[ویرایش]

نوشتار اصلی: رهبری سازمان

رهبری یا هدایت یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه و رغبت در زیردستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان.[۹]

ارزیابی[ویرایش]

کنترل، تلاش منظمی است در جهت رسیدن به اهداف استاندارد، طراحی سیستم بازخورد اطلاعات، مقایسهٔ اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده و سرانجام تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش آن‌ها بر روند اجرایی که در بر گیرندهٔ حداکثر کارایی است.[۱۰]

سیر اندیشه‌های مدیریتی[ویرایش]

اندیشه‌های نخستین مدیریتی[ویرایش]

تمامی مسائل مدیریتی مطرح از ابتدای تاریخ بشر تا سال ۱۸۸۰ در این قسمت طبقه‌بندی می‌شود. مسائلی نظیر سیستم‌های اداری و مدیریتی سومری‌ها، مصری‌ها، ایرانیان باستان و مواردی نظیر ساخت اهرام ثلاثه مصر و ساخت دیوار چین در این حوزه طبقه‌بندی می‌شود.

مکتب کلاسیک[ویرایش]

این نظریه‌ها از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰ شروع شدند و به ۳ دستهٔ کلی تقسیم می‌شوند:

  1. مکتب مدیریت علمی فردریک تیلور
  2. مکتب مدیریت اداری (اصول‌گرایان) هنری فایول
  3. نظریهٔ بروکراسی آرمانی ماکس وبر

محوریت بحث نظریه‌های مدیریت کلاسیک دستیابی به حداکثر کارایی در سازمان است. کلاسیک‌ها به سازمان رسمی توجه داشتند و وجود سازمان غیررسمی را مضر می‌دانستند. دیدگاه‌های کلاسیک شامل نگرشی صرفاً مکانیکی به سازمان و افراد بوده‌است. کلاسیک‌ها انسان را همردیف با سایر عناصر تولید می‌دانستند و برایش هویت مستقل قائل نبودند.

مکتب نئوکلاسیک (روابط انسانی)[ویرایش]

در سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۰، در حالی که غرب رکود اقتصادی را تجربه می‌کرد، برخی از دانشمندان علوم اجتماعی به رهبری التون مایو مطالعاتی را دربارهٔ چگونگی واکنش کارکنان به میزان تولید در صورت تغییر شرایط کاری، طراحی شغل و محرک‌های مدیری آغاز کردند. بخش اعظم این مطالعات در یکی از واحدهای شرکت وسترن الکتریک در شهر هاثورن صورت گرفت که بعدها به مطالعات هاثورن مشهور شد.[۱۱] نئوکلاسیک‌ها بر جنبه‌های انسانی مدیریت تأکید می‌کردند. طرفداران این روش معتقد بودند که مدیریت باید توجه خود را بر افراد متمرکز کند؛ به بیان دیگر متغیرهای اجتماعی را مؤثرتر از متغیرهای فیزیکی می‌دانستند.[۱۱] عمده فعالیت‌هایی که در این دوره انجام شد، به دو دستهٔ زیر تقسیم می‌شود:

  • مطالعات هاثورن
  • نگرش رفتاری (مدیریت) که بر این مبنا استوار بود که مدیرانی که روابط انسانی خوبی در محیط کار برقرار می‌کنند، می‌توانند به بهره‌وری دست یابند. به علاوه، جنبش روابط انسانی مرحله‌ای را ایجاد کرد که تکامل یافتهٔ آن امروز به‌عنوان رشتهٔ رفتار سازمانی، یعنی مطالعهٔ افراد و گروه‌ها در سازمان مطرح است.[۱۲]

مکتب سیستم‌های اجتماعی[ویرایش]

نگرش سیستمی، که تقریباً از دهه ۱۹۵۰ (میلادی) در مدیریت مرسوم شد. طرفداران این نظریه معتقدند نگرش سیستمی بهترین طریق برای وحدت بخشیدن به مفاهیم و نظریه‌های مدیریت و دستیابی به نظریه‌ای جامع است.[۱۳] مکتب سیستم‌های اجتماعی باعث شد که مطالعهٔ مسائل سازمان‌ها به صورت چند بعدی شود و نیز باعث پیدایش و تکامل تئوری سیستم‌ها شد.

مکتب اقتضایی[ویرایش]

مکتب اقتضایی (رهیافت اقتضایی)(۱۹۶۰ تاکنون) این مکتب با عناوین دیگری چون موقعیت‌گرایی، محیط‌گرایی و شرایط‌گرایی آمده‌است. این مکتب که بیشتر طرز فکری دربارهٔ سازمان، مدیریت و پدیده‌هاست، به این موضوع اشاره دارد که در شرایط گوناگون و بسته به اقتضائات زمانی، مکانی و موقعیتی است که می‌توان دربارهٔ موضوعی اظهار نظر کرد. به عبارتی، در حالیکه اندیشمندان مکاتب کلاسیک و نئوکلاسیک به اصول جهانشمول و همیشگی باور داشتند و راهکارهای ارائه‌شده توسط خودشان را برای همهٔ شرایط مناسب می‌دانستند، در مکتب اقتضائی چیزی به نام بهترین وجود ندارد. بلکه این اقتضائات است که نشان می‌دهد در «آن مورد خاص» چه چیز بهترین است. برای مثال، در حالیکه در بعضی از شرایط مدیریت مکانیکی برای سازمان راهگشا و مفید است، ممکن است با تغییر شرایط به سبک دیگری از مدیریت (مدیریت ارگانیک) احتیاج باشد.

مکتب نوگرایی[ویرایش]

در مطالعات مدیریت امروز بسیاری از نظریه‌ها از ترکیب تئوری‌های کلاسیک‌ها و نئوکلاسیک‌ها شکل گرفته‌است. پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیم‌گیری‌های علمی، به‌کارگیری رایانه و ابزارهای تصمیم‌گیری تأکید دارند. گروه نظریه‌پردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت می‌کنند و جای اصول‌گرایان را کسانی گرفته‌اند که معتقدند قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیران زیادی را به‌طور عملی مورد مطالعه قرار داد.[۱۴] نظریات این دوره را می‌توان به دسته‌های زیر تقسیم کرد:

  • نگرش کمی مدیریت، که هدفش کاربرد روش علمی برای حل مسائل فنی در سطح وسیع است. مدیریت کمی سه شاخهٔ اصلی دارد: علم مدیریت یا تحقیق در عملیات، مدیریت عملیاتی و سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت
  • نگرش اقتضایی. اساس این نگرش که به آن نگرش موقعیتی نیز گفته می‌شود بر این استوار است که یک الگوی مدیریت برای همهٔ موقعیت‌ها به‌عنوان بهترین راه وجود ندارد. وظیفهٔ مدیر این است که تعیین کند چه روشی، در چه موقعیت خاصی، تحت چه شرایط ویژه‌ای و در چه زمان بخصوصی بهترین زمینه را برای نیل به اهداف مدیریت فراهم می‌کند.[۱۵]
  • جنبش جدید روابط انسانی. در طول بیست سال گذشته نظریه‌های دیگری در مدیریت معاصر با نگرش روابط انسانی پدید آمده‌است که از این قبیل نظریه‌ها می‌توان به نظریه زد اشاره کرد.[نیازمند منبع]

سطوح مدیریت[ویرایش]

\"صفر

جسله هئیت مدیره با سایر مدیران اجرایی. در شرکت های امروزی هئیت مدیره بالاترین رده مدیریتی هستند.

مدیریت در سازمان‌های بزرگ معمولاً از سه سطح برخوردار است:[۱۶]

  1. مدیریت عملیاتی (سرپرستی)
  2. مدیریت میانی
  3. مدیریت عالی

مدیریت عملیاتی[ویرایش]

برنامه عملیاتی نوعی برنامهٔ تفصیلی و کوتاه‌مدت است که موجب مراجعه کمتر زیردستان به مدیران جهت کسب تکلیف و همچنین کم کردن مراجعهٔ مدیران به کارکنان جهت نظارت بر عملکرد آنان می‌باشد. مدیران رده عملیاتی بیشتر وقتشان را با زیردستان، مقداری از آن را با همکاران و اندک زمانی را با مافوق‌ها یا خارج از سازمان می‌گذرانند.[۱۷]

مدیریت میانی[ویرایش]

مدیران میانی به‌طور مستقیم به مدیران رده بالا گزارش می‌دهند. کارشان مدیریت بر سرپرستان است و نقش حلقه واسط را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند. بیشتر وقت مدیران میانی به تحلیل داده‌ها، آماده کردن اطلاعات برای تصمیم‌گیری، تبدیل تصمیم‌های مدیریت به پروژه‌های معین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی اختصاص می‌یابد.[۱۸] مدیران میانی برنامه‌ریزی‌های میان مدت نموده و برای اظهارنظر مدیریت عالی، برنامه‌های جامع و بلندمدت آماده می‌نمایند.

مدیریت عالی[ویرایش]

استراتژی‌ها و خط مشی‌های سازمانی توسط رئیس سازمان، مدیر کل و معاونین تدوین می‌گردند.[۱۹] مدیری که در نقش‌های عملیاتی و میانی بوده می‌تواند به مدیریت عالی راه یابد. بخش اعظم کار مدیران عالی از نظر پویایی و مشغله نظیر کار مدیران عملیاتی می‌باشد.[۲۰] تصمیمات استراتژیک، جامع و بلندمدت در این سطح انجام می‌گیرد.

 

تعریف استراتژی؟

واژه استراتژی و ریشه آن را توضیح دهید؟

سیر تکامل پاراداین استراتژی را بنویسید

جزوه خانم رستگاری:

مدل برنامه ریزی استراتژی گروه بوستون را توضیح دهید؟

مدل swot؟

سطوح مختلف استراتژی خانم پور حکیم:

استراتژی سطح سازمان را توضیح دهید

دراین سطح استراتژی با چه مواردی در ارتباط است؟

استراتژی سطح کسب و کار را توضیح دهید موضوعاتی که با آن روبرو هستیم چیست؟

استراتژی منابع انسانی در هم افزایی خانم حراج چی؟

مفهوم هم افزایی یا سینرژی را بنوسید

ونقش آن در استفاده بهینه از  از امکانات چیست؟

آقای شرفی:

کنترل استراتژیک و فرایند کنترل استراتژیک را توضیح دهید؟

آقای محلاتی:

فرایند و سطوح استراتژیک مدیریت استراتژیک را بنویسید؟

رویکرد های مدیریت استراتژیک را نام برده چهار تا از آن را توضیح دهید؟

خانم روازاده:

کاربرد برنامه ریزی استراتژیک را توضیح دهید محدودیت های برنامه ریزی استراتژیک را بنویسید چهار تفاوت برنامه ریزی بلند مدت با برنامه ریزی استراتژیک را بنویسید؟

خانم قشقایی:

برنامه ریزی استراتژیک را تعریف کنید و دو وظیفه اصلی آن را نام ببرید مزایای موانع و محدودیت برنامه ریزی استراتزیک هرا بنویسید.

آقای فضلی: ویژیگیها و عناصر استراتژیک

ویزیگیهای مدیریت راهبردی و عناصر اصلی مدیریت راهبردی را بنویسید؟

خانم جباری:

تعریف مدیریت استراتژیک

تعریف خلاقیت و نو آوری را نوشته نقش آن را در استراتژی بنویسید؟

آقای رهبر:

اهداف استراتژی و ویژگیهای آن را بنویسید؟

آقای دلخوش و ملایی:

رابطه ساختر  با استراتزیک و ارکان ساختار سازمانی را توضیح دهید.

استرتژی و ساختار و رابطه انها را باهم بنویسید

آقای ….یان:

تجزیه و تحلیل درونی و بیرونی و بیرونی سازمان را توضیح دهید.

آقای صبری:(فایل ایشان موجود نیست)

مهارتهای رهبری استراتژیک را بنویسید

تعریف جامعی از برنامه ریزی استراتژیک و مراحل فرایندی آن را بنویسید

خانم موسوی:

استراتژی بازار یابی را بنویسید و مراحل آن را نام ببرید؟

آقای ایرانزاده:

کارت ارزیابی متوازن را توضیح دهید و روش ارزیابی آن را بنویسید؟

جزوه آقای بهاروری

محدودیتهای مدیریت استراتژیک در موسسات و صنایع کوچک و متوسط

آقای طاهری:

نقش استراتژی منابع انسانی و ارتباط آن با استراتژی سازمان

آقای مقدسین:

مراحل فرایندی اجرای استراتژیک و نقش هماهنگی های مالی و انسانی را بنویسید؟

خانم انجدانی:

مفهوم کارایی و اثر بخشی و بهره وری را بنویسید و رابطه ان را مدیریت استراتژیک توضیح دهید؟

آقای رحمتی

استراتژی را تعریف کنید مفاهیم چشم انداز ماموریت رسالت خط مشی و تاکتیک را بنوسید

و تفاوت استراتژی و تاکتیک را بنویسید

آقای دولابی

مدیریت تکنولوژی و رورت آن را بنویسید

آقای وهابی

تفکر استراتژی و مفهوم ان را توضیح دهید چالشها و موانع آن را بنویسید

آقای موسوی

تجزیه و تحلیل برنامه ریزی استراتژیک با مدل swot

خانم خرسندی:

عناصر تفکر استراتژیک را بنویسید

+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۰/۱۰ ساعت توسط amirhossein  | نظرات

نمونه خلاصه مطلب

مطـرحه شـده طی این مبحـث از دیـدگاه استـاد :

۱-           معانی اصطلاحات ذیل را بیان کنید :

*تاکتیک : تاکتیک علم اداره ی نیروها در صحنه است و سومین سطح از سطوح چهارگانه مدیریتی محسوب می گردد. تاکتیک تصمیم گیری های کوتاه مدت مطابق با وضعیت که تغییر می کند. این تصمیمات ، استراتژی های وظیفه ای و یا استراتژیها زیرین نیز نامیده می شوند .

*چشم انداز : چشم انداز بیانگر نتایجی است که موسسه تحقق بخشیدن به آن را در دراز مدت هدف قرارداده است به عبارت دیگر چشم انداز شامل \” آنچه می خواهیم در آینده باشیم \” است .

*ماموریت : ماموریت در واقع فلسفه وجودی و مقاصد سازمان است ماموریت مهمترین دلیل موجودیت هر سازمانی است که چهارچوبی تعیین کننده در چگونگی تحقق پذیری اهداف استراتژیک آن دارد.

*اهداف : به نتایجی گفته می شود که در محدوده مدت زمان معین آرزوی تحقق آن و یا رسیدن به آن مورد خواست است .

اهداف موسسه در بردارنده یک ماهیت اجتماعی و مواردی در جهت آینده است که سازمان به طور یکپارچه سعی دارد آن را تحقق بخشد

 *سیاست : سیاست به معنی تدبیر و حیله و در مدیریت استراتژیک یک سری اصول و قواعد بصورت رهنمودی گسترده و کلی است که نشان دهنده راه برای مدیران د ر اتخاذ تصمیم می باشد . سیاستها درباره تحقق بخشیدن اهداف موسسه در هر سطح ، انتخاب ابزاری که مورد استفاده  قرار خواهد گرفت و طرز حرکتی که به میان گذاشته خواهد شد مربوط می شوند

۲-     وظایف و ویژگیهای ماموریت را بیان کنید ؟

*وظایف ماموریت :

۱- مهمترین وظیفه ماموریت دادن جهتی مشترک به تمامی کارکنان در موسسه می باشد که در واقع ایجاد اتفاق نظر در میان مدیران و کارکنان شرکت در مورد سمت و سوی فعالیت شرکت می باشد .

۲-سازمان را از سازمانهای مشابه از نظر محتوی متمایز می کند .

۳-روشن شدن فلسفه وجودی سازمان .

۴-ایجاد تمرکز بر روی موضو عات مهم .

۵-ایجاد وحدت رویه بین مدیران و تصمیم گیرندگان سازمان و همسوئی تفکر و تصمیم گیری در مورد مسائل کلیدی .

ویژگیهای ماموریت :

۱-ماموریت دراز مدت است و گاهی در طول حیات سازمان تغییر نمی کند .

۲-ماموریت هیچ گاه از بیت نمی رود.

۳-ماموریت یک ارزش مربوط به کیفیت است و کمیت را شامل نمی شود.

۴-ماموریت به بیرون سازمان توجه دارد نه داخل سازمان .

۵-ماموریت مختص و مخصوص همان سازمان است ( آنرا از دیگر سازمانها متمایز می کند)

۳- وظایف و ویژگیهای اهداف را بیان کنید ؟

 * ویژگیهای اهداف :

۱-اهداف باید قابل قبول باشند .

۲-اهداف باید قابل دسترس باشند .

۳-اهداف باید صریح و روشن تعریف شده باشند .

۴-اهداف باید بر انگیزاننده باشند .

۵-اهداف باید با همدیگر هماهنگی داشته باشند .

۶-اهداف باید درست انتخاب شوند .

۷-اهداف دارای هزینه فرصت می باشند .

* وظایف اهداف :

۱-موسسه را در داخل محیط خود تعریف می کند.

۲-به رفتار مدیران و کارکنان جهت می دهد .

۳-با برانگیختن کارکنان برای آنان یک هدف تشکیل می دهد .

۴-برای اندازه گیری موفقیت در کار، استانداردهایی را بوجود می آورد .

۵-برای تغییراتی که انجام خواهد گرفت امکان انجام ارزیابی را فراهم می آورد ( امکان آزمایش تغییر اندیشه )

۶-برای فرآیند های مدیریت بنیان تشکیل می دهد

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.