چگونه به روشی اصولی و درست به بچه ها گفتن و از بچه ها شنیدن نگاهی نوین

آذر ۲۶, ۱۴۰۲
8 بازدید

خلاصه کتاب به بچه ها گفتن و از بچه ها شنیدن جمع اور و تنظیم مازیار میر  دکتر مازیار میر چگونه می توانیم با کودکان سخن بگوییم و چگونه به سخنان آنها هم فعالانه گوش فرا دهیماین دو نویسنده کتاب‎های پرفروش برای بهبود مهارت‌های ارتباطی و برگزارکنندگان کارگاه‌های «مهارت‎‌های ارتباطی برای ساختن ارتباط بهتر بین […]

خلاصه کتاب به بچه ها گفتن و از بچه ها شنیدن

 دکتر مازیار میر

چگونه می توانیم با کودکان سخن بگوییم و چگونه به سخنان آنها هم فعالانه گوش فرا دهیماین

دو نویسنده کتاب‎های پرفروش برای بهبود مهارت‌های ارتباطی و برگزارکنندگان کارگاه‌های

«مهارت‎‌های ارتباطی برای ساختن ارتباط بهتر بین کودکان و بزرگسالان» هستند.

هرچند ارتباط بین والدین و فرزندان امری بسیار شخصی و خصوصی است، نویسندگان کتاب

معتقدند کسب مهارت‌های جدید، رفتار ما را با فرزندان و خودمان تغییر خواهد داد. چرا که

زندگی نمایشنامه کوتاه و شسته‌رفته‌ای نیست که حفظ و سپس اجرا شود. نمایش زندگی

واقعی که کودکان هر روز ما را با آن درگیر می‌کنند، به ما فرصت تمرین یا تفکر احتیاطی

نمی‌دهد. روند زندگی و کار با کودکان نیروی زیادی مطالبه می‌کند و آن را به تحلیل می‌برد.

از این رو، نویسندگان کتاب می‌کوشند تا:

راهی بیابند تا انسان‌ها احساس خوبی درباره خود داشته باشند.

بدون عیب‌جویی و تهمت متقابل با دیگران زندگی کنیم.

راهی بیابند تا در برابر نیازهای کودکان‌مان و نیازهای خودمان با احترام رفتار کنیم.

مسیر تازه‌ای نشان دهند تا کودکان‌مان مسئول و دقیق بار بیایند و روش ارتباطی‌ای به دست بیاورند که بتوانند برای بقیه عمرشان

استفاده کنند.

در بخش هایی از این کتاب زیبا و بسیار کاربردی  می خوانیم:

«شما می‌توانید به چهار روش ممکن، نخستین کمک را به کودک آشفته خود بکنید:

با توجه و دقت کامل گوش کردن.

تایید احساسات‌شان با ادای کلمه‌ای.

نام‌گذاری بر احساسات‌شان.

برآورده کردن آرزوهایشان به ‌طور خیالی.

ولی مهم‎تر از گفتن هر کلمه‌ای، طرز برخورد ماست. اگر برخورد ما با کودک بخشی از همدردی عمیق ما نباشد، کودک اظهارات ما را

حمل بر دروغ خواهد کرد. کلمات ما هنگامی با احساس واقعی همدردی القا می‌شود که هدف آن به دست آوردن دل کودکان باشد.

از چهار روش فوق، شاید مشکل‌ترین آنها گوش دادن به احساسات و عواطف کودکان و بیان آنها باشد… کودکان نیاز ندارند

احساسات‌شان مورد موافقت قرار گیرد، بلکه می‌خواهند ما احساسات آنها را بفهمیم و آن را بپذیریم.»

جانشین های تنبیه

دکتر جینات میگه موضوع سر اینه که تنبیه کارساز نیست. زیرا موجب حواس پرتی می شود و سبب می گردد به جای این که از انجام

کاری که کرده پشیمان شود و درباره اصلاح عمل خود بیندیشد، گرفتار انتقام های خیالی شود.. به بیانی دیگر با تنبیه کودک، عملا او را

از روند درونی بسیار مهم مواجهه با اعمال بدش محروم می کنیم.

کلا من همیشه گفته و می گویم که پیشگیری بهتر از تنبیه و …… است.

جانشین هایی نوین برای تنبیه …

 

۱-      روش مفیدی پیشنهاد کنید…. اگه اصرار داره یه میوه ای که لازم ندارینو بخره، اجازه بدین یدونه واسه خودش جدا  کنه.

۲-      بدون حمله به شخصیت کودک، تقبیح شدید خود را بیان کنید… ازاینکه اره من زیر بارون رها شده تا زنگ بزنه  واقعا عصبانی

هستم….. دوست ندارم جریان از این قرار باشد، دویدن بچه ها توی فروشگاه دیگران رو اذیت می کنه…

۳-      انتظارات خود را جز به جز شرح دهید… انتظار من اینه که وقتی ابزار منو قرض می گیری، مثل اولش بهم  برگردونی…

۴-      به کودک نشان دهید چگونه می تواند خطای خود را جبران کند… حالا چیزی که این اره لازم داره کمی براده فولاد و زوره….

۵-      به کودک فرصت بدهید خودش تصمیم بگیره… دویدن ممنوع، این فرصت رو داری که یا راه بری یا توی ترولی  بنشینی، خودت

تصمیم بگیر…. تو می تونی ابزار منو امانت بگیری و دوباره پس بدی یا اینکه امتیاز استفاده از اونارو از دست بدی، خودت تصمیم بگیر.

۶-      با موضوع برخورد فعال داشته باشید…. خودتون بجای کودک تصمیم بگیرید و یه کاری انجام بدین، می بینم که تصمیم گرفتی

توی ترولی بنشینی… در جعبه ابزارو ببندین تا بهش دسترسی نداشته باشه و بفهمه چرا این اتفاق افتاده.

۷-      بگذارید کودک پیامد رفتار خود را تجربه کند…. دفعه بعد برای خرید کودک را به فروشگاه نبرید و بهش حتما گوشزد  کنید که

بخاطر دویدن نمی بریدش.

۸-      مشکل گشایی… به نظر تو چه راهی می تونیم پیدا کنیم که هر وقت به ابزار من احتیاج داری بتونی از اونا استفاده  کنی و منم

مطمئن باشم که هر وقت لازمشون داشتم سر جاشون هستن….

نکات بسیار بسیار مهم و کاربردی :

“همان لحظه” که کودک مشغول انجام کار بدی هست، اونو کنار بکشید و باهاش واضح و محکم بدون قربون صدقه  صحبت کنید….. چاقو برای بازی نیست، اگه بخواهی می تونی با قاشق بازی کنی…. ظرف چینی شکستنیه، اگه بخواهی می تونی با ظرف پلاستیکی بازی کنی…

یادگیری از واقعیت های دشوار واکنش های واقعی افراد، بسی آسان تر از یادگیری از فردی است که تصمیم می گیرد به خاطر خیر و صلاح شما، شما را تنبیه کند!!!

وقتی از چیزی عصبانی میشیم، بهتره که عصبانیت خود را بیان کنیم تا اینکه بخواهیم مقصر را تنبیه کنیم…. من علاقه ای ندارم بدونم کی اینکارو کرده. من دوست ندارم بخاطر چیزی که اتفاق افتاده کسی رو مقصر بدونم. من علاقمندم ببینم که در آینده دیگه اینکارو نمی کنید.

ما با سرزنش نکردن و تنبیه نکردن، کودکانمان را آزاد می گذاریم تا برای جبران خطاهایشان مسولیت بیشتری بر عهده بگیرند به جای اینکه هم و غم خود را صرف انتقام جویی کنند.

اظهار نارضایتی و بیان انتظارات بهترین جانشینان تنبیه هستند.

باید کاری کنیم که بعد ها هم وقتی کاری می کند که موجب پشیمانی می شود، با خود بیندیشد چکار کنم تا بتوانم جبران کنم. نه اینکه بگوید کاری که کردم ثابت می کنه من آدم بی ارزشی هستم و سزاوار تنبیه هستم.

·       اظهار تاسف باید به عمل تبدیل شود نه آنکه فقط لفظی باشد. باید بارها و بارها این جملات را تکرار کرد:

o      تاسف یعنی طور دیگه ای رفتار کردن

o      تاسف یعنی تغییر رفتار

o      اظهار تاسف اولین قدمه ولی دومین قدم اینه که از خودت بپرسی من در این مورد چکار می تونم بکنم.

بچه ای که دیر تر از زمانی که قول داده اومده خونه:

برخورد اشتباه ۱- می بینم که نمیشه به تو اعتماد کرد. باید تنبیه بشی و کل هفته آینده نمی تونی تی وی ببینی. از شام هم خبری نیست.

برخورد اشتباه ۲- عزیزم انقدر دویدی که سرخ شدی. بذار برم برات حوله بیارم! قول بده دیگه هیچ وقت دیر نکنی. الان برات شام میارم!

برخورد مناسب: تو میگی سعیتو کردی و من از شنیدنش خوشحالم ولی هنوز ناراحتم. هیچ دلم نمی خواد دوباره چنین نگرانی رو تحمل کنم. ازت انتظار دارم به قولت عمل کنی تا من بتونم روی حرفت حساب کنم. ما شام خوردیم اگه می خواهی می تونی خودت برای خودت ساندویچ درست کنی.

چند مثال:

خیلی عصبانی هستم. بچه داشت با خوشحالی بازی می کرد ولی تو جعبه ارو از دستش گرفتی. ازت انتظار دارم راهی پیدا کنی که دیگه گریه نکنه.

جدا آشفته میشم وقتی به خونه میام و تو ظرف های کثیف غرق میشم، اونم در حالی که تو قول دادی اینکارو بکنی. من دوست دارم تمام ظرف ها تا وقت خوابیدن شسته بشن.

من از کاری که انجام دادی خوشم نمیاد و انتظار دارم مواظب رفتارت باشی.

عزیزم می خوام باهات صحبت کنم. آیا برات وقت مناسبیه؟

عزیزم می دونی جریان از چه قراره؟ دیر اومدن تو فقط قسمتی از موضوعه. ولی در واقع وقتی تو دیر میایی من نگران میشم.

برای حل مشکل

گام اول: درباره احساسات و احتاجات کودک صحبت کنید….من تصور می کنم احساس تو اینه …. فکر می کنم خیلی سخته وقتی داشتی با دوستانت تفریح می کردی، از اونا جدا بشی…. در این قسمت عجله به خرج ندهید. بگذارید طرز تلقی شما این باشد: “من واقعا می کوشم تا چگونگی احساسات تو را بشناسم.”

گام دوم: درباره احساسات و احتاجات خود صحبت کنید…. احساس من در این مورد اینه که…. از طرف دیگه وقتی تو دیر میایی من نگران میشم….

گام سوم: با هم فکر کنید تا راه حل های قابل قبولی برای هر دو طرف ارائه دهید…. کودک را برانگیزانید تا راه حل قابل قبولی برای هر دو طرف بیابد. بگذارید اولین نظر ها را کودک پیش بکشد. از تفسیر یا ارزیابی اندیشه ها قاطعانه پرهیز کنید. مثلا نگویید خوب این نظر درستی نیست. از تمام افکار استقبال کنید…. بیا با هم فکر کنیم ببینیم می تونیم یه راهی پیدا کنیم که برای هر دومون خوب باشه.

گام چهارم: همه نظر ها را یاد داشت کنید. بدون ارزیابی…. کودک میگه یه راه اینه که من دیر میام تو هم ناراحت نمیشی…مادر میگه من میام دنبالت که دیگه دیر نیایی…

گام پنجم: ببینید کدام پیشنهاد را می پسندید و کدام رانمی پسندید و از کدام یک می خواهید پیروی کنید…. کودک میگه اونو خط بزن که میایی دنبالم…. مادر میگه در اون صورت من نمی تونم راحت باشم چون…. یا به گمونم نتونم اینکارو بکنم….

حالا جمع زدن مهمه.

ما باید چه قدم هایی برداریم تا این نقشه را به مرحله اجرا در بیاریم.

مسولیت هر شخص چه خواهد بود.

تا کی آن را به انجام خواهیم رساند.

اجازه ندهید کودک شما را در هیچ مرحله ای سرزنش یا متهم کند….این بدرد نمی خوره چون تو همیشه…. تو هیچ وقت….

اگر چنین چیزی رخ داد، مهم این است که پدر یا مادر محکم بایستد. اگر راهکار انتخابی بعد از مدتی اثر خود را از دست  داد مثلا بگویید:

من از این راه حلمون نا امید شدم چون دیگه بدرد نمی خوره. می بینم که دارم کار تو رو انجام میدم و این برام قابل قبول نیست. بهتره به نقشه قدیمی مون فرصت دیگه ای بدیم یا بهتره درباره موانع صحبت کنیم یا خوبه که یه راه حل دیگه ای پیدا کنیم که بکار بیاد.

باید صادقانه بنشینیم و احساسات واقعی خود را در اختیار کودک بذاریم و احساساتش رابشنویم و با یکدیگر راه حلی بیابیم که برای هر دوی ما مناسب باشد. باید در این مورد وقت خاصی اختصاص دهیم و نیرویمان را صرف یافتن راه حلی بکنیم که نیاز های هر دوی مان را بطور خاص در نظر داشته باشد. کودکان باید این قدرت را داشته باشند تا بتوانند در حل مشکلاتی که با آن مواجه اند فعالانه شرکت داشته باشند.

اگر کودکی که سنش بیشتر است، کلا از حل مسئله امتناع می ورزد، این یادداشت می تواند موثر واقع شود.

عزیزم، من نظر های تو را در مورد حل مسئله می پسندم… تو احتمالا می خواهی/نیاز داری/احساس می کنی…. منمی خواهم/نیاز دارم/احساس می کنم… لطفا مرا در جریان هر راه حلی که فکر می کنی ممکن است روی آن توافق کنیم قرار بده.

کشف انگیزه واقعی خودمان از مشکل گشایی:

–          می خواهم تا جاییکه ممکن است خودم را با کودکم وفق دهم و احساسات او را بپذیرم. می خواهم به عواطف و اطلاعاتی گوش دهم که ممکن نیست تا کنون شنیده باشم.

–          من داوری، ارزیابی و سرزنش نخواهم کرد و سعی نمی کنم او را وادار به کاری کنم یا متقاعدش کنم. تمام افکار نو را مورد تامل قرار خواهم داد و این که تا چه حد این اندیشه ها عجیب و غریب باشد برایم مسئله ای نیست.

–          من از نظر وقت در مضیقه نیستم و اگر نتوانم فورا به راه حلی دست یابم احتمالا به این معنا است که باید بیشتر تحقیق کنیم و بیشتر صحبت کنیم.

تشویق:

تو باید به خودت افتخار کنی که خودت تنهایی اینجا موندی.

مادر: ممکنه احساستو درباره این وضع که هر دوی ما رو ناراحت می کنه، بگی.

بذار ببینم می تونیم یه راه حلی پیدا کنیم که هر دوی ما رو خوشحال کنه.

بچه ها این مسئله مشکلیه ولی من مطمئنم که شما دو تا می تونید عقلاتونو رو هم بذارید و راه حل مناسبی پیدا کنید.

می بینم که شما مشکلی دارین.هر دوتون می خواهین از سه چرخه استفاده کنین. فکر می کنم بهتره سعی کنین یه راه حل برای مسئله پیدا کنین که مورد قبول هر دوی شما باشه.

معتقدم شما می تونین راه حلی پیدا کنین که این مشکلو حل کنه. تا شما فکر می کنین من میرم آشپزخونه…..

خواندن این کتاب بسیار جذاب و اموزنده را به همه دوستان و سروران گرامی و مخصوصا زوج های جوان و زوج هایی که منتظر بدنیا

آمدن نوزادی هستند توصیه اکید می نمایم …

این مطلب برداشتی آزاد بود از کتاب تغذیه و تربیت کودک اثر بنیامین اسپاک با بیش از 28 میلیون جلد فروش
و همچنین کتاب استثنایی به بچه ها گفتن و از بچه ها شنیدن

نویسنده:

آدل فابر  و  الین مازلیش

مترجم:

سرکار خانم فاطمه عباسی فر

 نشر دایره

\"خلاصه

Views: 8

برچسب‌ها:, , , , ,